
انواع مدل ذهنی، تفکر سیستمی و ذهن موفق
در مسیر موفقیت شخصی و حرفهای، مهارتهای فنی یا منابع مالی کافی نیستند؛ این نوع نگاه ما به دنیا و نحوه پردازش اطلاعات است که

در مسیر موفقیت شخصی و حرفهای، مهارتهای فنی یا منابع مالی کافی نیستند؛ این نوع نگاه ما به دنیا و نحوه پردازش اطلاعات است که

در دهههای گذشته، تمرکز اصلی علم روانشناسی عمدتاً بر مطالعه، تشخیص و درمان اختلالات روانی و آسیبشناسیها معطوف بود؛ گویی وظیفه این علم، صرفاً ترمیم

مدیریت بهرهوری مثل یک شاهکلید برای رشد هر سازمان عمل میکند؛ چرا؟! همراهمان باشید تا این مفهوم را بیشتر بررسی کنیم. بهرهوری در سادهترین تعریف،

یکی از نیازهای اصلی زندگی هر شخصی، توانایی مدیریت منابع مالی و برنامهریزی برای آینده است. بدون داشتن درک کافی از نحوه هزینه کرد، پسانداز،

تا سالیان پیش، تنها فاکتور ذاتی مؤثر در موفقیتهای کاری و اجتماعی را IQ در نظر میگرفتیم که امکان تغییر چندانی هم نداشت. اما امروزه

اگر شما هم در دنیای مدیریت و بهبود فرآیندها فعالیت کرده باشید، نام APQC به گوشتان خورده است. اما Apqc چیست و چرا بسیاری از

هر فرد حرفهای، محقق، مدیر کسبوکار یا دانشجو باید بتواند به اطلاعاتی دست پیدا کند که شاید ۹۹٪ کاربران هرگز آنها را نبینند. چگونه؟ با

همه ما در طول زندگیمان بارها به نقطهای رسیدهایم که باید بین دو یا چند گزینه، یکی را انتخاب کنیم. گاهی تصمیممان درست بوده، گاهی

مدلهای سنتی کسبوکار و نحوه ارتباطگیری یک تیم با گذشت زمان بهوضوح دیگر پاسخگوی نیازهای امروزی نیستند. جایی که قبلاً جلسات حضوری هفتگی، سلسلهمراتب خشک

کار کردن فردی را ترجیح میدهید یا گروهی؟ آیا ترجیح میدهید ایدهای را بهتنهایی پرورش دهید یا با دیگران به اشتراک بگذارید و آن را

نام فناوری اطلاعات را در زندگیمان زیاد شنیدهایم، یا به عبارت دیگر IT. ولی دقیقاً چه مواردی را در زندگی روزمرهمان پوشش میدهد؟ چه مفاهیمی

احتمالاً با هوش منطقی (IQ) و هوش هیجانی (EQ) آشنا هستید، اما آیا تا به حال چیزی درباره هوش معنوی شنیدهاید؟ به گفته برخی، این